




+ شنقل
احتمالا تا حالا اسم شنقل رو شنیدید…
اگر نشنیدید حتما دیگه اسکول رو شنیدید…
اسکول پرنده ایه که غذاشو قایم می کنه یادش می ره کجا قایم کرده…
حالا شنقل پرنده ایه که غذاش رو میده اسکول براش نگه داره…
یعنی شنقل از اسکل، اسکلتره :)
+ به این میگن مردم آزار!
اندکی تحمل فرمایید تا تصویر به طور کامل بارگزاری شود.

+ تصاویر جالب و بدون شرح
حالا بخواطر این همه عکس خنده دار و خوشکل بیا این جا خواستی هم براتون قالب رایگان با هر توری که دوست داشته باشید براتون میستزیم طراحی رایگان



موسیقی در ایران نیز همچون هر نقطه جهان مشتاقانی دارد که در پی قرار گرفتن میان مؤلفین این عرصه هنری ـ تجاری هستند و طبیعتاً ورود به این فضا برای اشخاصی که صدایی استثنایی ندارند، به سادگی تحققپذیر نیست و همین نقطه آغاز رخدادهای عجیبی میشود که توهم برخورداری از صدای رویایی و حضور در صحنه را دامن میزند؛ توهمی که البته بهای آن بسیار فراتر از حد تصور است!
به گزارش «تابناک»، تصور کنید یک دفتر موسیقی داشته باشید و شخصی برای ضبط آلبوم موسیقی میان مراجعانتان باشد که بسیار بدصدا اما به شدت متمول باشد و رویای خوانندگی لحظهای رهایش نکند؛ رویایی که به شهرت ملی و جهانی، ثروت چشمگیر و اعتبار اجتماعی گره خورده و هر شخصی را میتواند درگیر خود سازد، ولی قطعاً هر شخص منطقی، نخست با خود میاندیشد که آیا حنجرهاش در حد حضور در فضای حرفهای است یا تنها به در حد و اندازه خواندن محفلی است.
این اندیشه اما برای برخی که رویای شهرت در یک شب و چند ترانه رهایشان نمیکند، چندان آسان به دست نمیآید و این گونه است که زندگیشان را در این راه قمار میکنند تا شاید به نقطه مطلوبشان برسند؛ اتفاقی که البته در بیشتر اوقات محقق نمیشود و تنها مدیران برخی از استودیوها و دفاتر موسیقی از این آرزوی خام سود میبرند. این اتفاق نیز زیرپوستی فضای موسیقی را در برگرفته و روز به روز دامنهاش گسترش مییابد.
مواجهه با این پدیده نیز چندان آسان نیست، چرا که به جز مواردی که شخص اغوا و به او وعده حضور روی صحنه داده شده و جنبه کلاهبرداری مطرح است، نمیتوان برخورد قانونی داشت و جلوی تجارت سودآور استودیوهایی را گرفت که برای یک شخص از ترانه تا تنظیم پیش میروند و با اصلاح صدای شخص دارای صدای سطح پایین، قطعاتی را به عنوان خروجی به او تحویل میدهند که توان اجرای زندهاش را نخواهد داشت!
برنامه «شوک» که به چنین آسیبهایی میپردازد، سراغ این تیپ خوانندهسازان رفته و حتی در قالب دوربین مخفی با برخی از اشخاص مدعی خوانندگی روبهرو شده که در نوع خود بسیار جالب توجه است؛ کاراکترهایی که وقتی پیامکهایی با تیتر «به یک تعداد خواننده نیازمندیم» را دریافت میکنند، اول صف ایستادهاند و وقتی از آنها پرسیده میشود، آیا پولی برای خوانندگی دارید، میگویند، حاضرند برای دفتر موسیقی به عنوان معادل کارگری کنند یا وامی چهارمیلیونی خواهند گرفت که حقوقشان را نیز روی آن میگذارند.
البته اشخاصی هم هستند که برای ضبط و تنظیم آلبوم موسیقی به استودیوهای مشهور هالیوود میروند و هزینه های چندصد میلیون تومانی برای چند قطعه ناقابل میکنند و البته در نهایت نیز چیز گوش نوازی نصیب شنونده مشکل پسند نمیکنند. «شوک» سراغ این تیپ خوانندهها و دیگر خوانندگان پاپ رفته و ظاهراً قرار است برنامههای بعدیاش نیز پیرامون همین ماجرا باشد.
هماکنون به دیدن آنچه در این هفته پیرامون این تجارت عجیب مطرح شد، بنشینید.


به گزارش «تابناک»، شهریور 1390 بود که محمود احمدینژاد، یکی از مدیران مورد اعتماد خود را به پرسپولیس فرستاد تا سردار رویانیان علاوه بر ریاست ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت مدیریت، یکی از مهمترین و پرطرفدارترین باشگاههای کشور را بگیرد؛ موقعیتی که در آن زمان و یک و سال نیم مانده به انتخابات ریاست جمهوری میتوانست هر مدیری را حتی به صندلی ریاست جمهوری برساند. سهمیههای بنزین و پرسپولیس هر دو آنقدر طرفدار داشت که میتوانست سوار خود را به خرداد 92 برساند.
اما دیری نگذشت که رویانیان عطای ستاد را به لقایش بخشید و با نزدیک شدن دولت احمدینژاد به خط پایان، تلاش کرد پایگاهش را در پرسپولیس محکم کند تا بتوان در پوشش یک غیر فوتبالی، جایگاه با ثباتی در مدیریت فوتبال ایران پیدا کند؛ اما همه چیز بر وفق مراد وی نگشت و سرانجام سردار از قطاری که بدون بلیت سوار آن شده بود، پیاده شد تا پرسپولیسی را که بحرانزده تحویل گرفته بود، بحرانزده تحویل دهد.
محمد رویانیان تا همین روزهای آخر هم از برنامههای بلند مدتش برای آینده پرسپولیس خبر میداد و با اینکه در دو سال نیم حضورش در پرسپولیس، وعدههای فراوانی برای درآمدزایی این باشگاه داده بود، هیچ کدام از پروژههای مالی که از آن دم میزد، به نتیجه نرسید و سرانجام مجبور شد، پس از چندین و چند استعفای نمایشی، صبح امروز پس از دو سال و نیم حضور و بدون دریافت حتی یک جام از پرسپولیس برود.

او که با ورودش به فوتبال با ماجرای اهدای پورشه به جای مبلغ قرارداد، قصد ساخت پرسپولیس کهکشانی را داشت، با جابجایی سقف قراردادها در دو سال گذشته، یکی از عوامل و ارکان بالا رفتن مبلغ قرارداها در فوتبال ایران بود.
رویانیان اما پس از خوردن کفگیر دولت به ته دیگ، شروع به گفتن برنامههای پر زرق و برق برای درآمدزایی پرسپولیس کرد، ولی هیچ گاه این برنامهها را جدی پیگپری نکرد و به جایش دعوت از میلان و رئال مادرید و جشنهای این باشگاه را با سروصدای فراوان برگزار کرد تا پروژههایی مانند نوشابههای انرژیزا، رستورانهای زنجیرهای، دانشگاه پرسپولیس، آکادمی و مدارس فوتبال و هواپیمایی پرسپولیس، همه و همه ابتر بمانند و پرسپولیس هیچ گاه به درآمدزایی نرسد و بیپولی این تیم ـ که بازیکنانش را در آستانه دربی به اعتصاب کشانده بود ـ درب خروجی را جلوی سردار باز کند.
اما از هیاهوهای رویانیان که بگذریم، او در دو سال و نیم ماندنش در پرسپولیس هم نتوانست دستاورد مهمی برای باشگاه داشته باشد و شاید صدرنشینی پس از یکصد و ده هفته، تنها نکته مثبت در کارنامه او البته پس از برگزاری دیدار دوستانه با پیشکسوتان میلان باشد. یکی از دلایل نتیجه نگرفتن پرسپولیس در زمان رویانیان بیثباتی تیم او بود. محمد رویانیان در دو سال و نیمی که با پرسپولیس همکاری کرد، پنج سرمربی را در رأس هدایت تیمش دید؛ حمید استیلی، مصطفی دنیزلی، مانوئل ژوزه، یحیی گل محمدی و علی دایی با معدل هر مربی یک نیم فصل در زمان حضور رویانیان، هدایت فنی این تیم را بر عهده گرفتند و البته هیچ کدام هم نتوانستند جامی برای باشگاه به ارمغان بیاورند.

حالا پرسپولیس از چهار دیدار گذشته خود، دو امتیاز به دست آورده و در شش هفته مانده به پایان فصل، حداقل پنج و حداکثر هفت امتیاز با صدر جدول فاصله دارد و این را هم اضافه کنید که شکرآب بودن رابطه دایی و پروین میتواند بر عملکرد این تیم در ادامه فصل تأثیر بگذارد و به این ترتیب این تیم برای قهرمانی به یک معجزه نیاز دارد، وگرنه علی دایی از هم اکنون باید جام را از دست رفته ببیند.
شرایط امروز پرسپولیس درست مانند هنگامی است که رویانیان به این تیم آمده بود؛ حمید استیلی در یازدهمین دوره لیگ برتر ضعیفترین آغاز همه دوران پرسپولیس را رقم زده بود. سردار پرسپولیس را بحرانزده تحویل گرفت و بحرانزده تحویل داد و البته به ادعای محمود خردبین، علاوه بر این، بحران 40 میلیارد تومان هم بدهی باقی گذاشته است.
